سلام
سلام به تمام دوستان عزیز
خوبید؟
من بعد از دو ماه اومدم آپ کنم نمیدونم چه بنویسم
ولی چند مطلب عاشقانه میزارم با یه عکس که دوستم واسم ایمیل
کرده
شاید بعدا" ویرایش کردم
نظر یادتون نره
آگه نظر ندید دعا میکنم همتون کچل بشید
حالا مطلب عاشقانه
به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من دويد سيب را دست تو ديد غضب الود به من کرد نگاه سيب دندان
زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتي و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان مي دهد آزارم و من انديشه کنان غرق اين پندارم که
چرا خانه ي کوچک ما سيب نداشت
چرا؟؟!!؟!!
-------------------------------------------------------------------------------------------------
باز خواهم گشت
تقدیم به تمام عشاق و دردمندانی که در راه عشق فنا شدن
دوباره باز خواهم گشت
نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه
ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت
و چشمان تو را با نور خواهم شست
به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد
رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد
به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند
-------------------------------------------------------------------------------
به چشمانم آموختم جز شادیها چیز دیگری را نبیند
اما غافل از این بودم که این چشم ها
به من خیانت خواهد کرد
و در مقابل غمها و تاریکی ها مرا تنها خواهند گذاشت
به خود گفته بودم زندگی را دگرگون خواهم کرد
تمام غمها و سیاهی ها را به دست فراموشی خواهم سپرد
و آنها را در بستر زمان دفن خواهم کرد
اما غافل بودم و ندانستم زندگی بازیگریست
که آهنگ او هر لحظه تغییر میکند
حال من مانده ام و تنهایی و یک دنیای غم و اندوه

نظر یادتون نره
دوستتون دارم (بهنام)
تو میگی بارون رو دوست داری اما وقتی بارون میاد چترت رو باز میکنی
تو میگی باد رو دوست داری اما وقتی باد میاد پنجره ها رو میبندی
تو میگی آفتاب رو دوست داری اما وقتی می تابه پرده ها رو می اندازی
حالا فهمیدی که چرا میترسم وقتی میگی
« دوستت دارم » ؟!!

ای کاش!!!؟؟؟
ای کاش میشد فهمید....
در دل آسمان چه میگذرد
که امشب به ناله بغض آلود
بر دیار این دل خستهاشک میریزد.!؟؟
ای کاش!!!؟؟؟

سلام یه سلام بهاری به تمام دوستای عزیز که دلم
واستون خیلی خیلی تنگ شده بود .
راستی عیدتون مبارک
یه شعر خیلی خیلی قشنگ واستون نوشتم
فکر کنم همتون این شعر رو گوش داده باشید
بوی عیدی ، بوی دود، بوی کاغذ رنگی...
بوی تند ماهی دودی...وسط سفره ی نو...
بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ...
با اینا زمستونو سر می کنم ...با اینا خستگی مو در میکنم
شادی شکستن قلک پول...
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد...
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب...
با اینا زمستونو سر می کنم ...با اینا خستگی مو در میکنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه...
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور...
برق کفش جفت شده تو گنجه ها...
با اینا زمستونو سر می کنم ...با اینا خستگی مو در میکنم
عشق یه ستاره ساختن با دولک...
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه...
بوی گل محمدی...که خشک شده لای کتاب...
با اینا زمستونو سر می کنم ...با اینا خستگی مو در میکنم
بوی باغچه ...بوی حوض...عطر خوب نذری...
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن...
توی جوی لاجوردی...هوس یه آب تنی...
با اینا زمستونو سر می کنم ...با اینا خستگی مو در میکنم
با اینا زمستونو سر می کنم ...با اینا خستگی مو در میکنم
عیدتون مبارک
نظر یادتون نره
یک تاجر آمریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود. در همان موقع یک قایق کوچک ماهی گیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.
از ماهی گیر پرسید: چقدر طول کشید تا این چند تا ماهی رو گرفتی؟
ماهی گیر: مدت خیلی کم.
تاجر: پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی گیرت بیاد؟
ماهی گیر: چون همین تعداد برای سیر کردن خانواده ام کافی است.
تاجر: اما بقیه وقتت رو چیکار می کنی؟
ماهی گیر: تا دیر وقت می خوابم. یه کم ماهی گیری میکنم. با بچه ها بازی میکنم بعد میرم
توی دهکده و با دوستان شروع می کنیم به گیتار زدن. خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی.
تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و می تونم کمکت کنم. تو باید بیشتر ماهی گیری کنی.
اون وقت می تونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با در آمد اون چند تا قایق دیگر هم بعدا اضافه می کنی. اون وقت یک عالمه قایق برای ماهی گیری داری.
ماهی گیر: خوب بعدش چی؟
تاجر: به جای اینکه ماهی ها رو به واسطه بفروشی اونا رو مستقیما به مشتری ها میدی و برای خودت کار و بار درست می کنی ، بعدش کارخونه راه می اندازی و به تولیداتش نظارت میکنی... این دهکده کوچک رو هم ترک می کنی و می روی مکزیکو سیتی
بعد از اون هم لوس آنجلس و از اونجا هم نیویورک... اونجاست که دست به کارهای مهم تری می زنی...
ماهی گیر: این کار چقدر طول می کشه؟
تاجر: پانزده تا بیست سال
ماهی گیر: اما بعدش چی آقا؟
تاجر: بهترین قسمت همینه، در یک موقعیت مناسب که گیر اومد میری و سهام شرکت رو به قیمت خیلی بالا می فروشی، این کار میلیون ها دلار برای عایدی داره.
ماهی گیر: میلیون ها دلار، خوب بعدش چی؟
تاجر: اون وقت باز نشسته می شی، می ری یه دهکده ساحلی کوچیک، جایی که می تونی تا دیر وقت بخوابی، یه کم ماهی گیری کنی، با بچه هات بازی کنی، بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی.


روز ولنتاين بر عاشقان مبارک باد
Happy Valentine Day

اخه من ديگه مي دونم دوره اين حرفا گذشته
مثل شيرين و نمي خوام كه دروغ باشه تو كارش
عشق فرهاد و ببينه ولي خسرو بشه يارش
مثل ليلا رو نمي خوام واسه مجنون ناز
بياره بشكنه چينيش و اما اخرش تنهاش بزاره
عشق و رو هوس نمي خوام كه فقط يه لحظه باشه
از پي عشق زليخا پشت يوسف پاره باشه
نمي خوام از پشت ابرا يه فرشته باشه يارم
كه اگه يه وقت بخوامش نتونه بياد سراغم
مثل حوا رو نمي خوام كه تو عشقش حيله باشه
كه ادم با خوردن سيب از خدا شرمنده باشه
نمي خوام كه همدم من توي عشقش كم بياره
من براش ديوونه باشم اون بگه دوسم نداره
اوني كه مي خوام من نه ستارست نه فرشته
يكي هست مثل خودم ولي اون اخر عشقه
بی تو چندی است که ویران شده ام دل ماتم زده است.. غم خیزم غرق اندوهم چو زجا بنشینم بی قرارم چو زجا برخیزم پیش من آی که بی روشنیت مانده در وحشت آن دهلیزم گر چه خون شد دلم اما به خدا هر گز از عشقت نمی پر هیزم بجز این هدیه مرا بیش نبود به پزیر این غزل نا چیزم.... |

خدایا چقدر این روزها تنها هستم
خدایا چقدر این روزها شکسته شده ام
خدایا این روز ها چقدر غمگین هستم
خدایام کجایی !!!
ای که جانم فدای تو ای بهترین ای هم کس تنهایی من
مگر نمی بینی چه غریب چه تنها افتاده ام در این آشفته بازار عروسکها
خدایا مگر نمی بینی مگر نمی بینی چه تنها شده ام
خدایم مگر اشکهای بی پایانم را نمی بینی
خدایم مگر زجه های بی پایانم را نمی شنوی
خدایم تو رو به آسمانهایت تو را به محمدت قسم می دهم لحظه ای نگاهم کن لحظه ای دل به نوشته هایم بسپار !!
چقدر خسته شده ام !!!
مگر با تو عهد نبستم اگر روزی خواستم نباشم اگر روزی خسته شدم از این آدمکها من را
هم آغوش خودت بکنی و من را با خود به ترانه های آبی ببری !!!
خدایم مگر قسمت ندادم ندادم اگر روزی ساقه هایم زیر پاهای غریبه ها شکست برایم ساقه و ریشه شوی ....
خدایم عزیزم این روز ها خیلی دلم گرفته خیلی خسته ام
تو رو به آسمانهایت قسم به فریادم برس !!!
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی

د لم می خواد یه دیوار بزرگ و سفید رو
با قلم موی سیاه خط خطی کنم
هر چی دلم خواست بنویسم
هر چی دلم خواست بکشم
بنویسم از بارون .... بکشم قطره
بنویسم از عشق... بکشم قلب
بنویسم از سکوت ... بکشم دو تا لب بسته
بنویسم از غم... بکشم دو تا چشم پر از اشک
ساعت ها نوشتم و کشید م ....نوشتم و کشیدم
تا که به اسم تو رسید م وقتی خواستم اسمت رو بنویسم
به جاش گذاشتم چند تا نقطه....
حالا نوبت تصویرت بود ولی چه جوری بکشم
سایه ای از تصویرت هم تو ذهنم نمونده بود
پس به جای تصویرت هم گذاشتم چند تا نقطه.....
![]()
این شعر رو دانلود کنید وگوش بدین ...![]()
![]()

ساعت ها گذشته بود...
و همچنان باران می باريد...
اما هنوز سکوت کرده بود...
دريغ از يک کلمه...
فقط نگاهش می کرد...
با هر نگاه خود با بهترين واژه ها
با او سخن می گفت...
با هر لحظه از سکوتش
بهترين کلمات را به زبان می آورد...
شايد اگر ساعت ها با او هم کلام می شد
نمی توانست به اندازه ی يک لحظه سکوت
معنای کامل حرف خود را به او برساند...
از او پرسيد چيزی برای گفتن نداری؟!!!
لحظه ی وداع ست....
و باز هم سکوت....
افسوس که او هر گز نفهميد
<< سکوت سرشار از نا گفتنی هاست>>



عشق یعنی مستی دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن خيلي دير رسيدي اي دوست هفت تا کفن پوسوندم من فقط يه استخونم تورابه دادگاه خواهندکشيد ...
پيرهن سياه تنت کن
براي اونيکه دل شکسته .....
شايد به حبس ابد محکوم شوي .
جزييات جنايتت مشخص نيست اما اثر انگشتت رابرروي قلبي شکسته يافته اند



امروز یه روز برفی و سرده.تو این هوا حال میده آدم برفی درست کنی.برف بازی کنی برف بزنیم تو سر و کله ی هم.شاد باشیم شنگول باشیم.
اما یه چیز هست که همیشه تو خوشیها و غمام میاد سراغم .اونم اینه: الان کجاست؟داره چیکار می کنه؟حالش خوبه یا نه؟سرما خورده یا نه داره آدم برفی می سازه؟(البته فک نکنم اون جاها برف بیاد)
آیا اونم الان تو فکر منه یا ...
اما لحظه لحظه ی زندگیم به امید روزیه که با هم باشیم با هم آدم برفی بسازیم با هم برف بازی کنیم.
خدایا یعنی می شه....
فکرای قشنگ تنها دلخوشیم .همه می گن خدا بزرگ.خودمم می دونم بزرگ
پس خدای بزرگ حرف دل منو بشنو.تنها امیدم تویی
فقط تو رو دارم...
خودت کمکم کن ....
به امید روزای خوب![]()
یا علی...







